راز سر بسته ی ما بین که به دستان گفتند هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر
برداشت اول : چهارشنبه ساعت 12 ظهر
مکان : اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مشهد…
تردیدی گزنده سرتا پای سرپرست گروه را فرا گرفته.مجوز اجرای موسیقی در مشهد! ...
مشهد-موسیقی!! مگر میشود؟
سوالی که چند سالی است ذهن هنرمندان موسیقی در مشهد را به تسخیر خویش در آورده است. و اکنون می رود تا گروه هزاردستان این پرسش آزار دهنده را با پاسخ " آری " مواجه سازد.
دو روز مانده به اجرا و هنوز صدور مجوز قطعیت نیافته است… بسیاری از هنرمندان و هنردوستان مشتاقانه در انتظارند… خدایا چه میشود؟!
برداشت دوم : چهارشنبه ساعت 14
مکان : اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مشهد…
پایان وقت اداری و خروج سرپرست هزاردستان با همان تردید گزنده…
آخر دو روز پیش داستان صدور مجوز به پایان رسیده بود و دیو سپید نیز از پای در آمده بود، ولی اکنون خوان هشتم نیز از راه رسیده ! …
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست …
برداشت سوم : چهارشنبه شب
منزل سرپرست دوست داشتنی هزاردستان.
کمتر از 48 ساعت تا اجرا …
نکات مجهول : 1 – لباس گروه 2 – صدابردار 3 – تصویر بردار 4 – تهیه صندلی اضافی به خاطر استقبال غیر قابل پیش بینی و …
مجهول اول در مورد لباس خانم ها با لطف خانم رمضانی و خانم قندی و پیشنهاد کلیشه ای پیراهن سفید و شلوار مشکی در مورد آقایان به نکته ای معلوم مبدل شد. مجهولات دوم و سوم نیز با هماهنگی ابراهیم زنگنه عضو سخت کوش هزاردستان به سرنوشت مجهول نخست دچار شدند. و محمد تهرانی نیز در آخرین لحظات دغدغه کمبود صندلی های سالن را از میان برداشت . مهدی بیگلر نیز با زحمت فراوان توانست سیستم ارتباطی جالبی را برای ارتباط میان سرپرست و اعضاء گروه ( در حین اجرا ) تدارک ببیند.
برداشت چهارم : پنجشنبه ساعت 8 صبح همان اداره معروف…!
خوان هشتم به دلیل نداشتن پیشینه تاریخی! نمی تواند راه و رسم هفت خوان قبلی را دنبال کند و زود کوتاه می آّید. مجوز صادر شد…
مژده بده مژده بده یار پسندید مرا …
برداشت پنجم : پنجشنبه ساعت 9:30 صبح
فرماندهی نیروی انتظامی مشهد ( دژبانی )
سلام به دژبان و تقاضای اذن ورود … نخستین شرط ورود گذاردن کارت شناسایی و همراه نداشتن آن کافی است تا داستانی جدید شکل گیرد.
توضیح در باره نامه محرمانه همراه و زمان باقیمانده تا کنسرت و سختگیر نبودن دژبان دست به دست هم این داستان را نیز به پایان می رساند.
نامه بعد از ثبت در دبیرخانه تحویل جانشین فرماندهی می شود و هنگام خروج همان دژبان مذکور از چند و چون کنسرت و نحوه بلیط فروشی جویا می شود. خوب دیگر، علاقمندان موسیقی در مشهد در هر مکانی حضور دارند. و این یعنی یک خبر خوب…
برداشت ششم : پنجشنبه ساعت 16 مکان : منزل خانم مدرس زاده
آخرین تمرین قبل از نخستین اجرای گروه هزاردستان ( البته با شکل و شمایل جدید…)
روحیه شاد اعضاء و نشاط حاکم بر تمرین اطمینانی گرم از اجرایی با شکوه را در دل تمامی اعضاء تزریق می کند.
برداشت هفتم : جمعه ساعت 10 صبح
مکان : سفره خانه زیبای هزاردستان
کمتر از چند ساعت تا اجرا ...
هزاردستان میعاد گاه واپسین اجتماع اعضاء گروه قبل از اجرایی بزرگ بود.
برای یافتن صمیمیت و حس زیبای دوست داشتنی که میان اعضاء حاکم بود تلاش چندانی نیاز نبود. آخرین توصیه ها میان سرپرست و اعضاء رد و بدل می شود. و آنچه مهم است اینست.
" همه خوشحالند " .
ای خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن
برداشت هشتم : ساعت 4 بعد از ظهر
مکان : آمفی تئاتر گلستانه مشهد

کمتر از دو ساعت به شروع برنامه زمان باقیست. خانم ها طبق انتظار مشغول صحبتهای تمام نشدنی خویش با یکدیگرند که البته با توجه به شرایط پیش رو رنگ و بویی متفاوت یافته بود…!
آقایان گروه نیز مشغول آماده نمودن صحنه برای اجرایی در خور …
حال هنگام صداگیری فرا رسیده بود و اعضاء در جایگاه خویش مستقر شدند. سازها یک به یک به کوبش درآمدن و صدای کوبششان توسط صدابردار تنظیم می شد.
" لحظاتی فراموش نشدنی … "
برداشت نهم : ساعت 6:30 بعد از ظهر
مکان : آمفی تئاتر گلستانه مشهد
دربهای ورودی سالن گشوده میشوند و جمعیتی باور نکردنی فضای سالن را به تسخیر در می آورند...
با توجه به عدم تبلیغات برای برگزاری این کنسرت وجود چنین استقبالی بی نظیر می نمود.
براستی چرا باید این مردم علاقه مند از برگزاری هر چه بیشتر این قبیل کنسرت ها محروم بمانند...براستی چرا...؟
برنامه با تاخیری چند دقیقه ای آغاز می شود...
پرده ها به کناری رانده می شوند و از پسشان آنچه جلوه می نماید چهره هزاردستان است. چهره ای بزرگ از ترکیب چهره هایی دوست داشتنی و مصمم. سکوت فضای سالن را فرا می گیرد و با اشاره سرپرست نخستین قطعه آغاز می شود. پنجه های تنبک نوازان گروه نخستین ضربات را بر این ساز اعجاب انگیز وارد می سازد و پس از گذشت اندک زمانی سرضرب دف نوازان شکوهی بی بدیل را بر فضای سالن حاکم می سازد.
دف امشب صوت دیگر حالت افزا می دهد صحبت . . .

نت به نت ، کوبه به کوبه و قطعه به قطعه کنسرت به پیش می رود و بخش اول کنسرت با موفقیت به پایان می رسد. حضور افتخار موسیقی خراسان استاد داریوش اسحاقی در پشت سن از زیبا ترین رخدادهای این کنسرت بود. به خصوص برای شاگردان استاد که تعدادشان در هزاردستان اندک نیست. باری، بخش دوم آغاز می شود و بعد از اجرای قطعه زیبای 7 ضربی توسط گروه تصنیف اخلاص عمل ساختۀ میثم افشین نیز به اجرا در می آید. پس از این تصنیف زیبا اعضاء هزاردستان در میان تشویق پرشور علاقمندان به اجرای خویش پایان می دهند.
حسن ختام این کنسرت اجرای مثنوی خوانی با همراهی نی علی اسرمی و سه نوازی دف و تنبک و نی بود. که فضایی دل انگیز را بر سالن حاکم ساخته بود.
اکنون هنگام معرفی اعضاء فرا رسیده بود و هزاردستانیان سربلند از نخستین اجرای خویش به روی صحنه آمدند.
نوازنده مهمان ضرب باستانی : مجتبی یاوری
نوازنده دف ، دمام و تنبور : محمد تهرانی
دف و سنج : مهران فخر
نوازنده دف : مهدی بیگلر
تکنواز دف و دایره : سالار مرتضوی
و تکنواز دف : جلال کیمیاقلم
دف نوازان خانم گروه :
زهره رمضانی ، سمانه علویان ، معماریانی ، یاسمین قندی ، روشنک صحاف ، زهرا مومن زاده ، حسین زاده ، شیوا خادمی ، مژده محمدی
تنبک نوازان گروه :
امید ناگهانی ، علی غلامی ، سینا جدیر ، فرشته مدرس زاده
و تکنواز تنبک : رضا کلاهدوز
نوازنده ضربی های باس : رامین اشکذری
نوازنده دف و آواز : ابراهیم زنگنه
ونوازنده مهمان نی : علی اسرمی
تکنواز دف سرپرست گروه : میثم قومورلو ( افشین )
باری آنچه گذشت شرحی بود مختصر بر کنسرت گروه هزاردستان. کنسرتی که با تمامی مشکلات بوجود آمده در سر راه آن با تلاش و حس همبستگی میان اعضاء آن با موفقیت به اتمام رسید و اکنون هزاردستانیان مصمم تر از قبل با اتکاء به همین حس همبستگی و با امید به لطف پروردگار به روزهای پر شکوه پیش روی می اندیشند.
– والسلام – زمستان 1387
کنسرت موسیقی این گروه که شامل قطعات تنظیم شده برای سازهای کوبه ای ( دف ، تنبک ، دمام ، دایره ، تبلا و ... ) به سرپرستی آقای میثم افشین می باشد، در تاریخ ۶ دیماه ۱۳۸۷ ( جمعه ) در آمفی تئاتر گلستانه ( میدان فردوسی ) مشهد برگزار خواهد شد.
خبرگزاري فارس: آلبوم موسيقي «بانگ مهر» كاري از گروه موسيقي ضربانگ در بازار موسيقي منتشر شد.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين آلبوم كه توسط انتشارات هرمس در بازار موسيقي منتشر شد، مجموعهاي از بهترين نوازندگان پركاشن از ايران و افغانستان از جمله بهنام ساماني، پژمان حدادي، مرشد مهرگان، حكيم لودين، جواد افشاري راد و رضا ساماني به اجراي ريتمها و آهنگهاي فولكوريك پرداختهاند.
بنا بر اين گزارش، در اين آلبوم از ابزار موسيقي فرهنگهاي مختلف به گونهاي استفاده شد كه سعي شده ماهيت اصلي آن فرهنگ حفظ شود.همچنين اين گروه از موسيقي صوفي و آهنگهاي ايران باستان نيز استفاده كردهاند.
بانگ مهر توسط انتشارات هرمس در بازار موسيقي منتشر شده است.
گروه موسیقی سنتی بامداد در نظر دارد کنسرتی را در اسفند ماه سال جاری و یا فروردین ماه سال آینده در مشهد برگزار نماید. این اجرا در دو بخش ( راست پنجگاه - اصفهان و دشتی - ابوعطا ) خواهد بود. گروه بامداد که هم اکنون تمرینات خود را به طور مستمر و جدی دنبال می کند، کنسرتی در دانشگاه آزاد واحد گناباد به تاریخ ۲ دی ماه ۸۷ را در برنامه خود دارد. این کنسرت نیز در دو بخش راست پنجگاه و اصفهان اجرا خواهد شد.
جهت کسب اطلاعات و آشنایی بیشتر با گروه موسیقی بامداد به وبلاگ خصوصی این گروه مراجعه فرمائید.
مدتی است که در پی ایجاد وب سایتی برای گروه موسیقی عرفانی هزاردستان هستیم. که هم اکنون نیز برای خالی نبودن عریضه وبلاگی جهت معرفی گروه و اعضاء فعال برقرار نمودیم.
چند نکته قابل ذکر است :
لطف فرموده و نظرات خود را فقط در این پست بگذارید ( جهت سهولت دسترسی به آن )
بیوگرافی اعضاء گروه طبق اطلاعاتی که از خودشان اخذ شده آمده است. البته ممکن است هنگام تایپ اشکالاتی صورت گرفته باشد که از اعضاء خواهشمندیم تصحیحات آن را به آدرس ایمیل بفرستند
لیست اعضاء گروه می شد که بر اساس سابقه هنری یا سن ایشان و یا حروف الفبا ترتیب شود. ولیکن این گونه نیست. علیهذا دلیلی برای آوردن نام شخصی قبل و یا بعد از نام شخصی دیگر وجود ندارد.
... و روایات، خبر از اولین سماع مولانا در بازار زركوبان دادهاند. اما در شرح ملاقات منجر به تحول او با «شمس تبریزی» آمده است كه پرداختن به این كار، ازسفارشهای شمس بوده است.

مولانا تا پیش از آن فقیه بود و چون فقها میانهای با موسیقی ندارند، هرگز به سماع نپرداخته بود. ولی بعد و به تاكید شمس شروع به این كار كرد. همین نشانه را دلیلی بر اصالت ایرانی سماع میدانند.
مولانا موسیقی را طنین گردش افلاك میدانست و با نظریه «فیثاغورث» در باب موسیقی موافق بود كه: «اصول موسیقی از نغمههای كواكب و افلاك اخذ شده است.»
«بانگ گردشهای چرخ است اینكه خلق/ میسرایندش به تنبور و به حلق»
با توجه به این نكات، حركات سماع معنایی تازه مییابند؛ سماع به فتح سین، چهار حالت اصلی دارد كه مجموعاً حركات این رقص را متضمن رموز احوال و اسرار روحانی جهان تلقی میكنند:
1- چرخ زدن: اشاره به شهود حق در جمیع جهات
2- جهیدن: اشاره به غلبه شوق بر عالم علوی
3- پا كوفتن: اشاره به پامال كردن نفس اماره
4- دست افشاندن: اشاره به دستیابی به وصال محبوب
«دانی سماع چه باشد؟ قول بلی شنیدن
از خویشتن بریدن، با وصل او رسیدن
دانی سماع چه باشد؟ بیخود شدن ز هستی
اندر فنای مطلق، ذوق بقا چشیدن»
مولانا سماع را غذای روح عاشقان میداند و محرك خیال وصل و جمعیت خاطر (یعنی تمركز بر حق و قطع خاطر از غیر خدا):
«پس غذای عاشقان آمد سماع/ كه در او باشد خیال اجتماع».
دكتر زرینكوب در این باره مینویسد: «سماع مولانا، یك دعای مجسم و یك نماز بیخودانه بود؛ ریاضت نفس و مراقبت قلبی. از نظر او، انسان با التزام به سماع، از اتصال به خودی و تعلقات آن میرهد و لذا سماع در نظر وی همپایه عبادت، اهمیت داشت.»
«بیا بیا كه تویی جان جان جان سماع
بیا كه سرو روانی به بوستان سماع
برون ز هر دو جهان گر تو در سماع آیی
برون ز هر دو جهانست این جهان سماع
اگرچه بام بلند است بام هفت چرخ
گذشته است از این بام، نردبان سماع
به زیر پای بكوبید هر چه غیر وی است
سماع از آن شما و شما از آن سماع»